خرید بک لینک
نیستی وسوسه ی بودنت اینجاست، بیا
یک نفر بی تو به جان آمده، تنهاست، بیا

یک نفر در من و از من به تو وابسته ترست
محض اویی که مرا بی تو نمی خواست بیا

از غروبی که تو از یاد خیابان رفتی
شهرِ نفرین شده زندانی سرماست، بیا

سایه ی سرد قدم های تو دردیست که بر
حسرت حافظه ی پنجره پیداست، بیا

درد در دایره ی هضم فراموشی نیست
بغض امروز همان گریه ی فرداست، بیا

برچسب: نویسنده: النا خلیلی تاريخ: پنجشنبه 12 ارديبهشت 1398 ساعت: 0:08

صفحه بندی