خرید بک لینک
روبه روی آینه می ایستم...
خودم را نگاه میکنم که چگونه دلش را شکسته اند..!


دست میکشم روی گونه هایش و آرام در آغوشم میگیرماش...
به چشم هایش خیره میشوم؛


برایم میگوید:
از انزوای درونش...


برایم میگوید:
از سیلیِ محکمِ روزگار بر صورتش ...


برایم میگوید:
از بی رحمی های مردم در حقش...


برایم میگوید:
از هزاران هزار دردِ دیگرش و من آرام اشک میریزم...
دست هایش را میگیرم و زمزمه میکنم که خودم جان نگران نباش ،،


تو من را داری و من تو را...
حتی اگر همه ی مردمِ دنیا به ما پشت کنند و رهایمان کنند،
ما هیچوقت هم را تنها نمیگذاریم و کنارِ هم میمانیم...!


با هم حصارِ تنهایی را میشکنیم و از زندانِ نامردی ها فرار میکنیم...
تو غصه نخور، من کنارت میمانم...!

برچسب: نویسنده: النا خلیلی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 13:57

صفحه بندی